طلاق امروزه به یک مسئله فراگیر در کشور تبدیل شده است و آمار آن روز به روز افزایش مییابد. سالانه حدود 160 هزار مُهر طلاق روی عقدنامه xadی زوجxad های ایرانی نقش می xadبندد و این یک روند تصاعدی است. از سال 83 که رقم تعداد طلاقxadها 73 هزار مورد بوده تا کنون به بیش از دو برابر افزایش یافته، این در حالی است که فقط از سال 88 تا کنون تعداد ازدواجها تا 23 درصد کاهش داشته است.
یک جستجوی کوتاه در رسانهxad های مجازی نشان میxad دهد علت طلاق کمتر مورد ریشهxad یابی و تدقیق قرار گرفته، به طوری که میxadتوان دهxadها عامل مختلف مثل اعتیاد، ناباروری، بیکاری، ناسازگاری جنسی، نبود تفاهم، نبود شناخت، خیانت، و حتی تورم را یافت که از سوی مسئولان و کارشناسان مختلف حتی با ارائه درصد دقیق به عنوان عامل اصلی طلاق معرفی شدهاند. به گونهxad ای که یک مقام مسئول 70 درصد دلایل طلاق را اعتیاد، و مسئولی دیگر 80 درصد علتxadها را به ناسازگاری جنسی نسبت داده است! در همین حال اگر در جراید و مجلات علمی پژوهشی دانشگاههای کشور نیز کلیدواژه «علل طلاق» جستجو شود، کمتر پژوهشی یافت میxadxad شود که بررسی این موضوع را به شیوه xadای علمی و مبتنی بر شواهد، اولویت خود فرض کرده باشد.
اعلام دلایل طلاق هم xadاکنون با ارائه آدرس غلط از سوی برخی مسئولان خرد و کلان و به xadخصوص برخی دانشگاهیان همراه بوده است که در عین نداشتن مطالعات پژوهشی مبتنی بر شواهد آماری و صرفا بر مبنای اوهام ذهنی، به ارائه درصدهای خودساخته از دلایل خودبافته مبادرت میxad کنند. دلایلی که بعضا آنxadقدر دور از منطق هستند که بدون نیاز به مراجعه به آمار رد می xadشوند. به طور مثال برخی در یک تحلیل سطحی 70 درصد علل طلاق را نارضایتی جنسی عنوان میxadکنند، در حالی که فقط 20 سال قبل که روابط زناشویی زوجین به هیچ وجه بر مبنای اصول ارتباط صحیح شکل نمیxadگرفته است و حتی به دلیل ناآگاهی وسیع و همهxadگیر در ضدیت کامل با این اصول بنا میxadشده درصد وقوع طلاق بسیار ناچیز بوده است.
در یک تحلیل کلان میxadتوان دلیل افزایش طلاق و سستی بنیان خانواده را با مراجعه به چند شاخص آماری حوزه خانواده تشخیص داد، میانگین سن طلاق زنان در کشور 31 سال و برای مردان 36 سال است و به علاوه حدود 60 درصد این طلاقxadها در 7 سال اول شروع زندگی مشترک روی میxad دهد. اگر 7 سال را از عدد میانگین سن طلاق زنان یعنی 31 سالگی کم کنیم، یعنی با تقریب خوبی 60 درصد طلاقxadهای زنان مربوط به ازدواجxadهایی است که در 24 سالگی دختران روی داده xadاند! به همین نسبت اکثر طلاقxadها در مردان مربوط به ازدواجxadهای در سن 29 سالگی است.
از طرفی شاخصی دیگر موید همین مطلب است؛ همxad اکنون میانگین سن ازدواج در مردان 29 و در زنان 24 است! در واقع میxad توان افزایش شدید طلاق در 10 سال اخیر را با افزایش شدید سن ازدواج در همین برهه همxadبسته دانست و در یک بررسی جامعه xad شناختی می xadتوان گفت گره کور طلاق در سالیان اخیر را باید در افزایش سن ازدواج جستجو کرد.
افراد با نبود شرایط مساعد ازدواج اعم از تمایل فردی تا تمکن اقتصادی در سنین مناسب ازدواج، دورهxad های طولانی و بدون درآمد تحصیل و سربازی را پیش میxad گیرند و طی این دوره یک سبک زندگی منحصر به فرد را تجربه میxad کنند. این سبک زندگی منحصر به فرد همان «زندگی مجردی» است که اکنون قریب به اتفاق جوانان کشور آن را خواسته و ناخواسته تجربه میxad کنند. در سبک زندگی مجردی که یا در یک شهر غریب و دور از خانواده و یا در کنار خانواده شکل میxad گیرد فرد عادت می xadکند فردیت خود را رشد داده و برای براورده کردن تمام نیازهای خود ناچارا بُعد فردی را لحاظ کند. پس از گذر چند سال شخصیت فرد در همین قالب شکل میxad پذیرد و قوام میxad یابد، درست مانند آهن مذابی که در قالب ریختهxad گری شکل میxad گیرد و مستحکم میxad شود.
در چنین وضعیتی، اصطلاحا فردگرایی در جامعه نهادینه شده و جوانان سبک زندگی مجردی را به عنوان چارچوب فکری و عملی خود در زندگی قرار میxad دهند. حال وقتی جوان تصمیم بگیرد ازدواج کرده و تشکیل خانواده دهد، با فردی مثل خود مواجه است که او هم در سبک زندگی مجردی قوام یافته و شخصیتش شکل گرفته است. در چنین الگویی از ازدواج که افراد هر دو خروجی یک زیست مجردی هستند، مفاهیمی چون گذشت، ایثار، حمایت، تکیه، همxadرازی، همxad افزایی و به طور کلی «زندگی برای هم» قابلیت اجراییxad شدن نخواهند داشت، و اقتضای سبک زندگی مجردی و طول مدت طولانی آن باعث شده است میان فرد و این مفاهیم فاصله بیافتد و اصطلاحا «زندگی زناشویی» شکل نمی xadگیرد!
البته اکثریت مطلق جوانان قبلا با مفهوم «زندگی برای هم» در دوره کودکی و نوجوانی به واسطه ارتباطات درونxad خانوادگی آشنا میxad شوند ولی با ورود به دوره جوانی که با شکلxad گیری شخصیت فرد همراه است آن را کنارگذارده و وارد اقتضائات گریزناپذیر سبک زندگی مجردی میxad شوند؛ بنابراین انتظار یک زندگی زناشویی مستحکم، پایدار و خوشایند که زوجین تمایلات خود را به خاطر فرد مقابل نادیده بگیرند در ازدواجxad های در سنین بالا قریب به یقین یک انتظار سخت خواهد بود.
نتیجه اینکه میxad توان علت ناهمسازی زوجxad های جوان و بروز طلاق را در افزایش سن ازدواج و حاکمیت زندگی فردگرایانه و غیرزوجیتی بر سامان فکری زوج معرفی کرد، و از سیاستگذاران این انتظار می xadرود که به جای ارائه یا شنیدن آدرس xadهای غلط و فرافکنانه، نسبت به بازگشت سن ازدواج به حد مناسب آن سیاستxadگذاری کنند.
انتهای متن/http://www.farsnews.com/newstext.php?=13960423000455
برچسب:
نویسنده: میلاد رجبی