خرید بک لینک

بنام خالق عشق

ساعت ۷ صبح بود، تلفن منزلمان زنگ خورد. یکی از پشت تلفن گفت: «حاج قاسم سلام رساندند. گفتند برای ناهار به منزل شما میآیم.» باورم نمیشد! هاج و واج مانده بودم. همان ۷ صبح چادربهسر کردم و با حسین روانه بازار شدم برای خرید میوه و سبزی تازه.

<strong>وقتی</strong> حاج قاسم به <strong>خانه</strong> ما آمد

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: میلاد رجبی تاريخ: دوشنبه 7 بهمن 1398 ساعت: 22:41

صفحه بندی